عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
59
منتخب التواريخ ( فارسى )
خصم گرگ افسونت اى كرگافكن و پيل استناد * باد پيش شير دهليزت ميان خاك خوار همچو شير و پيل و گرگ و كرگ در گرمابهها * دشمنان بيجان شده بر آخر سنگين قطار سلطان رضيه بنت سلطان شمس الدين در سنهء اربع و ثلثين و ستمائة ( 634 ) بر تخت سلطنت نشست و روش عدالت و آيين داد پيش گرفته انتظام مهماتى كه مختل مانده بود داد و طريقهء كرمورزى كه زنان را چون بخل در مردان عيب است پيشنهاد همت خود ساخت . نظام الملك جندى « 1 » را وزير كل ساخت و در ميان امرا مخالفت و منازعت پديد آمد و سلطان رضيه به تدبير لايق امراى بىحقيقت را بر هم زد تا هر يكى به طرفى گريختند و بعضى را تعاقب نموده به قتل رسانيد و نظام الملك در سرمور رفته ساكن نهانخانهء عدم گشت و خواجه مهذّب نايب قايممقام او شد و دولت رضيه قوّتى پيدا كرد و لشكرى بر سر رنتهنبور فرستاده مسلمانان را كه بعد از وفات سلطان شمس الدين ، هندوان محاصره داشتند از آن حبس خلاصى بخشيد و جمال الدين ياقوت حبشى كه ميراخور بود معتمد عليه و صاحب نسبت گشت به مرتبهيى كه سلطان رضيه در وقت سوارى فيل و اسب تكيه بر بغل و بازوى او مىكرد . محسود امرا شد و سلطان رضيه از پردهء عفاف برآمد و لباس مردان پوشيده بىمحابا قبا در بر و كلاه بر سر داشته بر تخت مىنشست و ملك مىراند . و در سنهء سبع و ثلثين و ستمائة ( 637 ) ملك عز الدين اياز حاكم لاهور مخالفت ظاهر ساخت و سلطان رضيه بر سر او رفت و در حلقهء اطاعت خود آورده ملتان را نيز اضافه جايگير او ساخت و هم در اين سال به جانب تبرهنده لشكر كشيد و در اثناى راه امراى ترك اداهاى ناپارسايانهء او را ديده خروج كردند و سلطان رضيه را با جمال الدين ياقوت حبشى كه امير الامرا شده بود گرفته در قلعهء تبرهنده محبوس ساختند .
--> ( 1 ) . در طبقات ناصرى : جنيدى .